دیگه اخلاقت اومده دستم

درخواست حذف این مطلب

دیگه نمیای حضورتو ببینم، اخلاقت اومده دستم، تا مدتها نخواهی بود، نمیدانم تا کی، اما میدانم رفتارت با دلت در تناقضی مستقیم غوطه ور است مرد مهربان رویاهایم


بلا ه رسیدیم خونه، تمام مسیر ترافیک بود

انگار دوباره برگشته ام به دوران قبل، باز هم درودیوار خانه می خواهند مرا ببلعند، حجم تنهاییهایم در اعماق وجودم چندین برابر شده است، انگار هیچ در تمام دنیا نیست که مرا آنگونه که من عاشقم، بخواهد و این خیلی دردناک است باور کن تنهایی خیلی سخت است تمام وجودم در ماتم فرو رفته است

شاید برایت ابلهانه باشد اما من امروز خیلی غصه خوردم